زمینه و هدف: مولتیپلاسکلروزیس بهعنوان یک بیماری مزمن و پیشرونده دستگاه عصبی مرکزی، کارکردهای روانشناختی بیماران را تحتتأثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر با بررسی اثربخشی درمان فراشناختی بر تنظیم هیجان و سازگاری با بیماری در زنان مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس انجام شد.
روش بررسی: روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون همراه با پیگیری سهماهه بود. جامعۀ آماری، زنان مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس مراجعهکننده به درمانگاه بیماران ام.اس بیمارستان نفت تهران در سال ۱۴۰۳ بود. از بین آنها سینفر داوطلب واجد شرایط بهروش نمونهگیری هدفمند با رعایت ملاکهای ورود، انتخاب و بهصورت تصادفی در گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش بهمدت هشتجلسۀ شصتدقیقهای برنامۀ درمان فراشناختی را دریافت کرد؛ درحالیکه گروه گواه در فهرست انتظار ماند. ابزارهای پژوهش پرسشنامۀ تنظیم هیجان (گراس و جان، ۲۰۰۳) و پرسشنامۀ سازگاری با مولتیپل اسکلروزیس (بشارت، ۱۳۸۳) بود. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری ۰٫۰۵ بهکمک نرمافزار SPSS نسخه ۲۵ استفاده شد.
یافتهها: اثر گروه بر ارزیابی مجدد شناختی (۰٫۲۶ = η2)، سرکوب بیانی (۰٫۳۸ = η2) و سازگاری با بیماری (۰٫۳۱ = η2) معنادار بود (p < ۰٫۰۰۱). همچنین، اثر زمان برای ارزیابی مجدد شناختی (۰٫۸۶ = η2)، سرکوب بیانی (۰٫۷۶ = η2) و سازگاری با بیماری (۰٫۸۳ = η2) معنادار بود (p < ۰٫۰۰۱). اثر تعامل زمان و گروه نیز برای ارزیابی مجدد شناختی (۰٫۷۹ = η2)، سرکوب بیانی (۰٫۶۹ = η2) و سازگاری با بیماری (۰٫۸۳ = η2) معنادار بود (p < ۰٫۰۰۱). در گروه آزمایش، اختلاف میانگین پیشآزمون با پسآزمون و پیگیری در هر سه متغیر معنادار بود (p < ۰٫۰۰۱)؛ امّا اختلاف میانگین پسآزمون و پیگیری در هیچیک از آنها معنادار نبود (۰٫۰۵ < p). در گروه گواه، هیچیک از مقایسههای زوجی بین مراحل ارزیابی برای متغیرهای مورد مطالعه معنادار نبود (۰٫۰۵ < p).
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، درمان فراشناختی بر بهبود تنظیمِ هیجان و افزایش سازگاری با بیماری در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس اثر دارد و این اثرگذاری در طول پیگیری سهماهه ماندگار بود.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |