، سحر محمدی*1
، محمدجواد کرمافروز1
، مریم اسلامپناه1
زمینه و هدف: در شرایط پیچیده و متحول نظامهای آموزشی، توجه به رفاه کارکنان بهعنوان یکی از الزامات ارتقای انگیزش، تعهد و اثربخشی سازمانی مطرح است. پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل مدیریت منابع انسانی رفاهمحور در آموزشوپرورش با استفاده از رویکرد کیفی مبتنیبر نظریهٔ دادهبنیاد انجام شد.
روشبررسی: پژوهش حاضر مطالعهای کیفی بود. جامعهٔ پژوهش را مدیران و معاونان آموزشوپرورش و اعضای هیئتعلمی رشتههای علوم تربیتی در استانهای لرستان و کرمانشاه تشکیل دادند که با روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. دادهها ازطریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۵ نفر تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری شد. روایی دادهها با روش مثلثسازی و پایایی با ضریب توافق بین دو کدگذار (۰٫۸۴) بهتأیید رسید. تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاریهای باز و محوری و انتخابی در نرمافزار MAXQDA نسخۀ ۱۰ صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد، حمایت و حداقلسازی انسداد سازمانی، عامل اصلی اجرای مدیریت منابع انسانی رفاهمحور در آموزشوپرورش است که زمینه را برای تحقق آن مهیا میکند؛ همچنین جو سازمانی بهمنزلهٔ بستری تأثیرگذار، امکان پیادهسازی رویکرد مذکور را فراهم میآورد. پویایی سازمانی نیز نقش عامل مداخلهگر را دارد و میزان موفقیت سازمان در اجرا را تعیین میکند؛ بهعلاوه مثبتگرایی سازمانی بهعنوان راهبرد اصلی، مسیر تحقق اهداف رفاهمحور را هموار میسازد و درنهایت، اجرای این مدل منجربه ارتقای وفاداری سازمانی خواهد شد.
نتیجهگیری: براساس نتایج پژوهش، مدیران و برنامهریزان نظام آموزشوپرورش میتوانند برای استقرار مدیریت منابع انسانی رفاهمحور از شاخصها و مؤلفههای شناساییشده در این پژوهش استفاده کنند.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |